Sunday, August 22, 2004

اين روزها فرودگاه من را ياد خداحافظي ميندازه، به ندا مي گفتم انگار هنوز رويا را مي بينم كه داره از اون در رد مي شه؛ من الان فقط دارم سعي مي كنم فكر نكنم، به هيچيه، هيچي.
.

Thursday, August 19, 2004

مهم ترین کاری که در حال حاضر انجام می دم پیگیری کردنِ ورزش هاییِ که معمولا هم ازشون چیزی حالیم نمی شه مثلا جودو. حالا خوبه وزنه برداری فهمیدن نمی خواد:D. به هر حال الان برخواه هم نتونست کاری کند که البته با توجه به اتفاقی که پارسال براش افتاده بود زیاد هم عجیب نبود، هر چند واقعا تلاشش را کرد.

Saturday, August 14, 2004



دوستِ دوستِ هر کس هم دوستش حساب می شود؟ اگر این جوریه پس این آقا (خانم) گربهه دوستِ جدید منه :(

Thursday, August 05, 2004

من بالاخره تونستم مسالهء IP را حل کنم، ممنون از افرا، امیرحسین، علیص، مهدی و متین.

یاد هیچ ضرب المثلی که چند نفر و آینه و اینا داشته باشه نیفتادید؟:D
گریه، گریه، گریه

Wednesday, August 04, 2004


ديشب شب بدي بود، نه فقط به خاطر اين كه ايران باخت بلكه بيشتر به خاطر اون حس له شدن، اون حسي كه مي گه تو هيچ وقت نمي توني حقت را بگيري، اون حسِ ... بازي 10 نفر در مقابل 12 نفر اصلا كار راحتي نيست، هر چند مي تونيد بگيد كه آن سال به خاطر كره سر اسپانيا (؟) را هم بريدند اما باز هم چيزي از اين حس من كم نمي كند. شايد اگر فوتبال و ميدونش تنها جايي نبود كه ما مي تونستيم اين احساس حقارتي را كه سال هاست به خاطر ايراني بودن بهمون تحميل شده فراموش كنيم آن وقت خيلي راحت تر مي پذيرفتيم فوتبال برد و باخت داره، ناداوري داره، روز خوب و روز بد دارد ولي فقط اگر ...
الان مي شه كاملا حس كرد كه چه قدر خوبه كه جام ملت هاي اروپا بازي رده بندي نداره.

***

ديشب پاني رفت، احتمالا الان بر فراز;) اقيانوس اطلسه:)