Friday, April 29, 2005

توی دور افتادم، اعصاب ندارم پس درس نمی‌خونم. بعد از این که درس نخوندم اعصابم خورد (یا شایدم خرد) می‌شه. بعد ...

Tuesday, April 26, 2005

the others  the birds 
امشب شبکه دو HULK را ساعت 9 نشان می‌دهد. جمعه شب هم دیگران را ساعت 7:45 دقیقه. امروز ولادت پیامبره اما نمی‌دونم فیلم جمعه را به چه مناسبت پخش می‌کنند.
در ضمن شبکه 3 هم یک برنامه شروع کرده به اسم "صد فیلم ماندگار سینمای جهان" که جمعه‌ها ساعت 10:30 می‌دهد هفتهء پیش پرندگان را نشان داد اما هنوز تبلیغ فیلم این هفته را من ندیدم.

Monday, April 25, 2005

امروز به دعوت بسیج دانشجویی قالی‌باف آمده بود دانشگاه. برنامه ساعت 2 در سالن جابر قرار بود شروع بشود. حدود دو و پنج دقیقه که من رسیدم جابر حدود 50 نفر تو سالن بودند و (دست‌کم)7-8 تا دوربین. نور پروژکتورها هم آن‌قدر زیاد بود که رفتم یکی از صندلی‌های بالای سالن. بالاخره حدود ساعت 2:10 قالی‌باف شروع به صحبت کرد. لباسش هم همان لباس معروف قهوه‌ای بود و وسط صحنه پشت یک تریبون(؟) ایستاد در حالی که مجری برنامه سمت راستش نشسته بود و یک تریبون هم برای کسانی که سوال می‌پرسیدند گذاشته شده بود.
مجری برنامه گفت ما در ابتدا سوالاتی را که از همهء مهمانان دیگر پرسیدیم بیان می‌کنیم بعد از آن نوبت سوال‌های کتبی و شفاهی حاضرین خواهد بود، سوال اول این که وضع مالی مسولین چگونه است و شما چه اموالی دارید؟
قالی‌باف گفت : وضع مالی‌ افراد مختلف خیلی متفاوته، من کسانی را از مسولین می‌شناسم که زندگی متوسط رو به پایین دارند و بعضی هم زندگی اعیونی دارند اما من در طول این سال‌ها فعالیت اقتصادی نداشته‌ام و تنها اموالی که دارم یک خانه 180 مترمربعی و یک ماشینه (اینجا یکی از پشت سر ما گفت "بی‌عرضه"، یک عده هم دست زدند) البته دو تا پسر دارم و یک دختر هم داریم (یکی از بچه‌ها گفت ببین تورو خدا قراره رئیس جمهور بشه می‌گه پسر دارم، دختر داریم انگار می‌خواد در جرم دختردار بودنش یکی دیگر را هم شریک کنه:D، یکی دیگر هم گفت دقت کنید که اولادش را اموالش حساب می‌کند:D).
بعد مجری در مورد خدمت سربازی پرسید و گفت که چندین نفر در این مورد سوال پرسیدند، که جواب داد این موضوع در حیطهء کاری من نیست در حال حاضر، اما قبول دارم که قوانین در این 3 سال در این مورد زیاد عوض شدند، اما این دست من نبوده و این‌ها.
در مورد مسائل ایدئولوژیک (مثلا رابطه با آمریکا به قول گوینده سوال) و نظر ایشون در این موارد پرسیده شد که جواب دادند همه مسائل در گرو این رابطه نیست. مثلا لیبی هر گونه ذلتی را پذیرفته اما سودی نبرده. در یک قسمت از حرف‌ها در مورد اقتصاد و این که آیا اقتصاد بلده یا نه هم گفت که قرار نیست رئیس‌جمهور همه کار را بلد باشد، همه کاره هیچ کاره است به قول معروف. در مورد WTO گفت که به نظرم عضویت در WTO خوب نیست اما من نمی‌گویم که نباید در WTO عضو بشیم. در مورد برخورد با افراد در پارک‌ها گفت در حال حاضر ما از هر دو طرف می‌خوریم یک عده می‌گویند که شما با عدم برخورد بی‌بندوباری ایجاد کردید عدهء دیگر می‌گویند سخت‌گیری می‌کنید اما به نظرم در مورد مسائل فرهنگی نمی‌شود با زور وارد شد مثلا در مورد موادمخدر یا اوباش باید زور به کار برد اما بدحجابی برخورد دیگری می‌طلبه. مشکلی که هست اینه که همه در مورد این موضوع صحبت می‌کنند اما هیچ آیین‌نامه‌ای در این زمینه وجود ندارد (من اینجا یاد آن دفترچه‌ای افتادم که سال‌های اول دههء 70 به سینماگرها داده بودند که مثلا کلوزآپ از خانم‌ها نگیرید و ....). سوالی هم در مورد این ملاقات با هاشمی جریانش چی بوده مطرح شد که گفتند دیدار دوستانه‌ای بود که ایشون(هاشمی) گفتند "حالا شما راست راستی آمدید" ما هم گفتیم بله. در مورد این که چرا اصول‌گراها با آن همه ادعا به توافق نرسیدند گفت این انتقاد وارده، همان مراحلی را که همه می‌دونستند را مجددا تکرار کرد که چی شد که این‌جوری شد. در مورد ترکیب کابینه سوال شد گفت من از آن‌ها نیستم که ترکیب معین کنم بعضی‌ها به زن‌ها که می‌رسند می‌گویند چند تا از وزارت خانه‌ها مال شما، به جوان‌ها می‌رسند همین‌طور،‌به اقلیت‌ها و ... این جوری فکر کنم باید چند تا وزارت‌خانه هم بسازیم تا کم نیاد. این کارها در ایران درست نیست ما یک دیتابیس درست کردیم از صلاحیت‌های افراد و از آن بعد از مشورت با مجلس انتخاب می‌کنیم.
یکی از بچه‌هایی که برای سوال شفاهی رفته بود پرسید "من از شما می‌خواهم شفاف جواب بدهید ببینید من یک جمله از خود شما دارم که امروز گفتید به نظرم عضویت در WTO خوب نیست اما من نمی‌گویم که نباید در WTO عضو بشیم لطفا این جوری جواب ندهید. سوال اول اینه شما در مصاحبه‌ای گفتید ما باید با همهء دنیا ارتباط داشته باشیم و در جای دیگری گفتید که ما نیازی به ارتباط با امریکا نداریم، حالا سوال اینه که نظرتون در مورد ارتباط با امریکا چیه؟" قالی‌باف گفت چند لحظه صبر کنید تا اگر جوابم به نظرتون شفاف نبود بحث کنیم. بعد در مورد WTO توضیح داد که ما اگر بدون پیش‌زمینه به WTO وصل بشیم اقتصادمون از هم می‌پاشه مثلا ما الگانس وارد کردیم 16 میلیون و پرشیا الان 15 میلیونه. خب اگر تعرفه نداشته باشیم باید در ایران‌خودرو را ببندیم (برای اولین بار همهء سالن دست زدند:D)
قانع شدید؟ که سوال‌کننده جواب داد که سوال من این نبود. قالی‌باف دوباره توضیح‌های قبلی را که راجع به امریکا گفته بود داد. اینجا سوال‌کننده گفت "من یک جمله می‌پرسم شما بگویید بله یا نه؟" قالی‌باف گفت "20 سوالی هم جواب می‌دهیم" سوال این بود "آیا شما برای رابطه با امریکا کوشش می‌کنید؟" که جواب داده شد "اگر به سود ملت باشد کوشش می‌کنم اگر نباشد نمی‌کنم". سوال کننده در این قسمت گفت "سوال دوم من از مصاحبه‌ای که آقای نبوی در سایتشون قرار دادند برداشته شده" اینجا یک عده خندیدند که سوال‌کننده گفت "دوستان موضوع کاملا جدیه، من قسمتی از متن را می‌خونم ..." که اینجا مجری برنامه گفت "وقت شما تمام شده، می‌توانید از آقای قالی‌باف وقت بگیرید در دفترشون صحبت کنید" قالی‌باف گفت "اجازه بدید بخونن"
مجری : الان نیم ساعت از وقت برای خوندن مقاله می‌رود
سوال کننده : نه فقط 30 ثانیه؛ آقای قالی‌باف بخونم؟
قالی‌باف: لطفا اجازه بدهید بخونن
مجری: نه،‌این امکان وجود ندارد
بعد از این جمله قالی‌باف رفت طرفِ سوال‌کننده که سوال را ازش بگید اما او نداد و گفت من می‌خواستم بچه‌ها هم بشنوند (بعد از برنامه از یکی از دوستانش شنیدم که می‌خواسته آن قسمت مربوط به ارتباط آقای قالی‌باف و مقام رهبری قبل از انقلاب را بخوند:)) به علاوه این آدم اصلا رفته بوده آن بالا سوال بسیجی‌ها را بپرسد:D)
در مورد نامهء تیر 78 هم سوال پرسیدند که گفت ما در مورد همه مسائل اظهارنظر می‌کردیم و این‌ها. در مورد آزادی مطبوعات گفت مطبوعات در حال حاضر آزاد هستند، اصلا نمیشود هرکاری که دلشان می خواهد انجام بدهند. البته مشکل فعلی ما این است که قانون به صورت مساوی اجرا نمی‌شود(مثلا لابد به کیهان گیر نمی‌دهند)
یکی از بچه‌ها در مورد ویرانگری آبادگران در امر اقتصاد و تثبیت قیمت‌ها پرسید که جواب داد با این امر یعنی سوبسید برای انرژی مخالفم چون مثل سوبسید برای نان نیست که به دست همه برسد؛ باید بنزین را گران کرد و به تاکسی‌ها به نرخ ارزان یا حتی مجانی داد. و در ضمن تاکید کرد این مشکل مجلس هفتم نیست، مجلس پنجم هم همین‌طور بود (انگار یادش افتاد ششمی‌ها خودی نبودند) و مجلس ششم.
یک تعداد سوال دیگر هم پرسیده شد که تقریبا همه به شیوهء پیچاندن جواب داده شد از جمله در مورد نظارت استصوابی و رفراندوم و ... .
حاشیه
- یکی از سوال‌ها این بود که یکی از کاندیداها قول داده که هر ماه 50000 تومان به هر ایرانی بالای 18 سال بدهد شما چقدر می‌دهید گفت ایشون سال‌ها در قدرت بودند آن موقع می دادند که حالا در قدرت باشند. ما از این قول‌ها نمی‌دهیم.
-یکی پرسیده بود نظرتان در مورد رضاخان چیه؟ جواب داد این را شما باید انتخاب کنید (؟؟؟؟؟ من که نفهمیدم یعنی چی؟)
-موقع خطاب قرار دادن دائم می‌گفت "عزیزان" یا "عزیزانِ من". همین‌طور "آقایون قبول دارند که" یا "آقایونی که در سالن هستند" خلاصه ما هیچ کاره بیدیم.
-هوای سالن به شدت گرم بود اما با وجود این تا آخر جلسه کت (یا کاپشن) قهوه‌ایش را در نیاورد. لابد دستورالعمل تبلیغاتیه دیگه.
-سالن از دوونیم پر شده بود . حدود 30-40 نفر هم ایستاده بودند. اکثریت هم با بسیجی‌ها بود.

Sunday, April 24, 2005

یکی از کلاس‌های من این ترم کاملا می‌تواند خاص حساب بشود. این کلاس صبح‌ ساعت 8 باید تشکیل بشود اما چون بچه‌هایی که راهشان دوره درخواست دادند به ساعت 8:30 تغییر ساعت داد و اما دلیل خاص بودنش اینه که تقریبا اولین کلاسیه که من تا حالا داشتم و در آن دانشجوها با وجود این که کلاس چند جلسه است تشکیل نشده با یک تقریب خوبی همه سر کلاس می‌آیند و همیشه تا 9:15 هم منتظر استاد می‌مانند. البته نیامدن استاد خیلی هم اختیاری نیست و به دلیل بیماریه اما با این وجود خیلی سخته صبح مخصوص کلاس بری دانشگاه و تشکیل نشود. نمی‌دانم آموزش دانشگاه قانون خاصی در این طور موارد دارد یا نه؟ مثلا اگر کلاسی تشکیل نشود چه اتفاقی می‌افتد؟(البته این احتمال در مورد کلاس ما تقریبا صفره اما به هر حال برایم جالبه بدونم دانشگاه در مواردی که کلاس تشکیل نمی‌شود آیا واکنشی نشون می‌دهد یا نه؟)

پ.ن. پانی ما یک سری ورودی 83 داریم که به طرز عجیبی بچه مثبتند دقیقا برخلاف 82ای‌ها. مثلا فرض کن این‌ها ترم 2 تقریبا همه می‌دونند که پایان‌نامه‌هاشون در مورد چیه در حالی‌که تا 1 ماه قبل از عید از جمع 9 نفره‌ی ورودی ما (یک نفر امسال رفت واترلو) 6 نفر هنوز نمی‌دونستند حتی می‌خواهند با کی کار کنند، موضوع که جای خود دارد:D .

Friday, April 22, 2005

"این ماجرا واقعی است"
یکی از دوستان یک همسایهء چینی دارند، یک روز این همسایه چینی جلوی این دوست را می‌گیرند و کلی حال و احوال. بعد آقای چینی شماره می‌ده به دوست من که "زنگ بزن بریم قهوه بخوریم" دوست مبادی آداب ما هم می‌گذارد به حساب این که ادب اجتماعی داره و اینا بعد که داشته از آقا چینیه خداحافظی می‌کرده ایشون برمی‌گردن می‌گویند "زود زنگ بزن، من جدیم می‌خوام ازدواج کنم چون آشپزی بلد نیستم" دوست ما چند لحظه‌ای ماتش می‌برد بعد می‌گوید "من آشپزی بلد نیستم" آقای چینی با اطمینان می‌گویند "اشکال نداره،you are smart you will learn fast" :))

Thursday, April 21, 2005

همین‌جوری
روی یکی از تابلوهای وابسته به بسیج (یا یکی ‌از گروه‌های وابسته به آن طیف در دانشگاه ) همونی که کنار در ابن‌سینا روبروی تالارهاست یک برگه به دیوار زدند که براساس اخبار دریافتی از اینترنت سربازهای امریکایی در عراق در جستجوی امام دوازدهم هستند و با توجه به خطری که صهونیست‌ها از جانب ایشان احساس می‌کنند می‌خواهند ایشان را به قتل برسانند برای مثال در حین شکنجهء یکی از روحانیونی که دستگیر شده بوده می‌پرسیدند "مهدی کجاست؟".
این عکس خیلی باحاله:)
ضرب و شتم یک دانشجو به خاطر سوال از لاریجانی
این 8 سال باعث شده بود خیلی چیزها یادمون بره. حافظه تاریخی نداریم ما ملت انگار. شاید یک همچین اتفاق‌هایی یادمون بیارند که وضع چی بود.

Tuesday, April 19, 2005

"Admission decisions can be made anytime between now and August" :)):)):))

Tuesday, April 12, 2005

این هم از وبلاگ فرزان . فعلا که فقط فوتبال می‌نویسه آن هم پینگلیش(فرزان، جون هر کی دوست داری فارسی بنویس).
وي مطبوعات و رسانه ها را در برخي کشورهاي وابسته به حکومت يا مرتبط با آن دانست و اين مساله را عامل توقيف نشدن نشريات در اين کشورها عنوان کرد و افزود: مسدود شدن سايتها نيز نشان از فضاي باز کشور دارد.
(لینک از الپر)

حتما همین‌طوره که ایشون می‌گن.

Saturday, April 09, 2005

آنچه خوب مانده و هر کسی قادر است آنرا ببيند و بفهمد و لمس کند، رای ما ست (لینک از آشپزباشی)
"خب لابد زنان خودشان یک کاری می‌کنند که مردها بعد بهشان تجاوز می‌کنند!"
سوال : جمله‌ی بالا از کیست؟

Friday, April 08, 2005


احتمال داره به خاطر این‌ که سال آخر و ماه‌های آخره کیهان بی‌خیال شه یا نه؟

پ.ن. تکذیب شد، راحت.
(به سبک نوید)
بالاخره اولیش اومد، اینجا reject فرمودن. هرچند می‌دونستم به احتمال زیاد این اتفاق می‌افتد چون مینیمم writing تافل را نداشتم اما باز هم حس خوبی نبود.
ظهر بانک کنار دانشگاه بودم که صدای چند تا دختر کوچولو را شنیدم با هم می‌خوندن :"نمرهء بیست کلاسُ نمی‌خوام"(1)، خیلی باحال بود:))
1- یک آهنگ خیلی جدید از کامران و هومن :))
***
رفتم داروخانه، یکی از کارمندها داشت می‌گفت که "بالاخره این با مرده‌خوری( :O ) رای میاره" خانم همکارش پرسیدند "چطور؟" جواب دادند "گفته اگر احساس کنم جامعه در خطره میام وسط" خانمه خیلی جدی برگشت گفت "خب الان که جامعه در خطر نیست":)):))
***
یک جنسی را می‌خواستم بخرم به نبت قبل از عید گرون شده بود از فروشنده می‌پرسم "امسال هم بنزین گران شده ؟" نگاه عاقل اندر سفیه بهم انداخت وگفت "امسال که بنزین گرون نشده" :)):)) و سوال اصلی که چرا گران می‌دهی پیچونده شد رفت پی کارش.
***
این جماعت عزادار پاپ یک خزعلی نیاز دارند که بهشون بفهمونه تو مراسم ختم که دست نمی‌زنند.:D
هیچ کدوم روی سر و کله‌ی هم نمی‌پرند و یک فاصله‌ای را رعایت می‌کنند. دیشب تلویزیون داشت حرم امام رضا را نشان می‌داد جماعت کم مونده بود همدیگر را به قتل برسونند.
از این قسمت رفتار اجتماعی که بگذریم خیلی چیزهای دیگرشون(ما و کاتولیک‌های عزادار) اما شبیه همدیگر است مثلا گزارشگر سی‌ان‌ان از آن یکی می‌پرسید "به نظرتون الان ایشون مراسم را می‌بینند؟" نفر دوم گفت "من این را از روی قلبم می‌گویم که به نظرم می‌بینند"، خیلی آشنا بود نه؟

Thursday, April 07, 2005

Wednesday, April 06, 2005

به نظرم آخر و عاقبت این بحث‌های انتخاباتی فقط می‌تواند به آن‌هایی در تصمیم گیری کمک کند که هنوز مرددند وگرنه تکلیف صددرصدی‌ها که روشنه. به هرحال این که کورش علیانی نوشته : "وقتی طوری رفتار می‌کنيم که انگار بايد همه‌ی خواسته‌هامان را برآورند که برويم و رای بدهيم، طبيعی است که اين دوستان وارد مجلس خواهند شد" به نظرم خیلی مهمه و دلیل خیلی از کسانی که به انتخابات (لطفا نگید این که انتخابات نیست و اینا، من اسم این مراسم را می‌گذارم انتخابات اگر مشکلی هست اسمش را عوض کنید اما منظورم دقیقا رای‌گیری با همین شیوه موجود است) فکر می‌کنند از این نوعه. اگر بتونیم یک نکتهء مهم را همیشه به یاد خودمون بیاریم و آن هم این که "قرار نیست همیشه با رای دادن اوضاع بهتر بشود گاهی رای می‌دهیم که اوضاع بدتر از اینی که هست نشود" ( فقط کافیه به همین مجلس هفتم که با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست‌جمهوری کلی هم سعی کردند چهرهء خوبی داشته باشند نگاه کنیم) آن‌وقت شاید سال دیگر همین موقع از این که فرصت‌ها را از دست داده‌ایم افسوس نخوریم.