Friday, September 29, 2006

از ایمیل یکی از دوستان

... so i guess the trick is to abandon them to start running after you, and i absolutely hate that logic. why can't people appreciate love when they receive it and not do seek and hide? ...

Sunday, September 17, 2006

این منظره‌ایه که از پنجره خونه جدیدم می‌بینم:

Wednesday, September 13, 2006

در یکی از کالج های مونترال تیراندازی شده و تا حالا ۴ نفر کشته شدن. این کالج تقریبن دو خیابون با خانه ی من فاصله داره و یک ایستگاه مترو تا دانشکده و در منطقه ای قرار داره که یک مال هست و سالن سینما و ایستگاه مترو. خلاصه یکی از شلوغ ترین منطقه های downtown. هنوز در مورد انگیزه حمله کننده ها که یکی خودش را کشته و یکی دیگر را پلیس کشته ولی این که تعداد همینه یا نه معلوم نیست.

پ.ن. الان که نوشته را خوندم دیدم جمله آخر کاملن بی سروته هستش منظور اما معلومه چیه. به هرحال این ها چیزهایی بود که دیروز تلویزیون به نقل از یک منبع مطلع می گفت. اما امروز همون طور که در لینک بی بی سی هم که رویا گذاشته هست گفتن ۱ نفر کشته شده.

Sunday, September 10, 2006

نمی دونم لیست بلندبالای دوستانت به چه درد می خوره وقتی این شب شنبه ای هیچ کس انلاین نیست.
به لیستم که نگاه می کنم می بینم بیشترشون فقط یک آی دی هستن که هیچ وقت سلام نگفتن و هیچ وقت سلام نگفتم. مثل شماره هایی که داری یا مثل لیست دوست های ارکاتت یا مثل ... زندگی.