دارم تو کافی شاپ درس می خونم. این گوگل خوان هم یک گوشه ای بازه برای خودش.بعد:
-گوگل خوان چشمک می زنه.
-نوید نوشته هات چاکلت خورده.
-نوید نوشته باید وبلاگ خوانی را تعطیل کرد.
- من دارم هات چاکلت می خورم.
- من فکر می کنم: باید وبلاگ خوانی را تعطیل کرد.
-گوگل خوان چشمک می زنه.
-نوید نوشته هات چاکلت خورده.
-نوید نوشته باید وبلاگ خوانی را تعطیل کرد.
- من دارم هات چاکلت می خورم.
- من فکر می کنم: باید وبلاگ خوانی را تعطیل کرد.
پ.ن. چند بار هر کسی این تصمیم کبرا رو می گیره؟ انگاری سیگاریه که می خوای ترکش کنی.

