به سبک انار:
لغت روز: gargle غرغره کردن، گلو شویی
Monday, March 31, 2008
Amelios
از آن جا که رسمن خونه نشین شدم و صدام فاصله زیادی تا قوقولی قوقو کردن نداره به جای این که به همه سوپ های بی مزه و بدمزه ای که این چند روز به خورد خودم دادم فکر کنم وبلاگ می نویسم آن هم بحث شیرین غذا.
آملیو یک پیتزا فروشیه نزدیک مک گیل. صاحبش سال ۱۹۸۵ وقتی بازنشسته می شه این جا را باز می کنه. یک پیتزا داره پنج پنیر (cinq fromages) که دیدنش آدم را گرسنه می کنه.

اگر یک وقتی رفتین حتمن سوپ پیاز فرانسوی را هم امتحان کنین.
آملیو یک پیتزا فروشیه نزدیک مک گیل. صاحبش سال ۱۹۸۵ وقتی بازنشسته می شه این جا را باز می کنه. یک پیتزا داره پنج پنیر (cinq fromages) که دیدنش آدم را گرسنه می کنه.

اگر یک وقتی رفتین حتمن سوپ پیاز فرانسوی را هم امتحان کنین.
Saturday, March 29, 2008
آلرژی
هوا هم چنان سرده، اما انگار ساعت بدن من تنظیم شده که الان بهاره پس باید آلرژی داشته باشه. از دیروز دارم سرفه می کنم و الان هم دیگه صدام درنمیاد. دنیاییه ها.
Thursday, March 27, 2008
فیلم و موسیقی
من حدود یک صفحه در مورد گروه Dixie Chicks، فیلم Shut up and Sing و این آهنگ معروفشون که ۲۰۰۷ سه تا گرامی برد نوشتم(با استفاده از این) و داشتم در مورد فیلم La Vie En Rose می نوشتم که فکر کنم فلاکت های ادیت پیاف (که فیلم در موردشه) گریبان من رو هم گرفت و همه نوشته ام پرید. جدن دلم سوخت چند ماهی بود ان قدر ننوشته بودم. به هر حال این دو تا را داشته باشین: .Not Ready To Make Nice و Non, je ne regrette rien.
Non, je ne regrette rien
Non, je ne regrette rien
No, nothing at all, I regret nothing at all
Not the good, nor the bad. It is all the same.
No, nothing at all, I have no regrets about anything.
It is paid, wiped away, forgotten.
I am not concerned with the past, with my memories.
I set fire to my pains and pleasures,
I don’t need them anymore.
I have wiped away my loves, and my troubles.
Swept them all away.
I am starting again from zero.
No, nothing at all, I have no regrets
Because from today, my life, my happiness, everything,
Starts with you!
Monday, March 24, 2008
Byblos
من چند وقتی هست که می خوام در مورد رستوران هایی که به نظرم خوبن بنویسم که اگر گذرتون این وری افتاد و خواستین برین شاید به دردتون بخوره. امروز که رفته بودم بیبلوس کلی از درودیوار هم عکس گرفتم اما به دلیل هوش زیاد همه آن عکس ها به علاوه عکس های سال نو پاک شدن از روی دوربین.
بیبلوس یکی از رستوران های ایرانی مونتراله که یک خانم شمالی اداره اش می کنه و به نظر من با فاصله از بقیه رستوران های ایرانی بهتره. خیلی زیاد به خاطر صبحونه و دیزیش معروفه. بیشتر مشتری هاش هم غیر ایرانی هستن. صبحونه مورد علاقه من اونجا حلیمه و املت پنیر(پنیر برشته فکر کنم اسم شمالیشه) اما آدم های غیر ایرانی بیشتر همین املت پنیر را دوست دارن.
دیزی را فقط یک شنبه ۵ به بعد سرو می کنن، طعمش که خیلی خوبه اما دیدن آدم هایی که در حالی که با نوت بوکشون کار می کنن در حال کوبیدن گوشت هم هستن در نوع خودش جالبه.
فضای رستوران بسیار خودمونی طراحی شده با یک تم شرقی. توالت های زنونه و مردونه اش باکلون هاییدرکوب های زنونه و مردونه جدا شده که واضحه ملت نمی فهمن و بر عکس می رن گاهی:D من نتونستم عکسی از این درکوب کلون ها انلاین پیدا کنم اما این جا توضیح داده چه شکلین. این هم عکس درکوب ها که رویا پیدا کرده:
این جا چند تا عکس از بیبلوس هست. البته عکس ها قدیمین نسبتن چون الان نمیشه داخل رستوران سیگار کشید. خانم صاحب رستوران هم یک کمی جا افتاده تر از این عکسه.
بیبلوس یکی از رستوران های ایرانی مونتراله که یک خانم شمالی اداره اش می کنه و به نظر من با فاصله از بقیه رستوران های ایرانی بهتره. خیلی زیاد به خاطر صبحونه و دیزیش معروفه. بیشتر مشتری هاش هم غیر ایرانی هستن. صبحونه مورد علاقه من اونجا حلیمه و املت پنیر(پنیر برشته فکر کنم اسم شمالیشه) اما آدم های غیر ایرانی بیشتر همین املت پنیر را دوست دارن.
دیزی را فقط یک شنبه ۵ به بعد سرو می کنن، طعمش که خیلی خوبه اما دیدن آدم هایی که در حالی که با نوت بوکشون کار می کنن در حال کوبیدن گوشت هم هستن در نوع خودش جالبه.
فضای رستوران بسیار خودمونی طراحی شده با یک تم شرقی. توالت های زنونه و مردونه اش با
![]() | ![]() |
این جا چند تا عکس از بیبلوس هست. البته عکس ها قدیمین نسبتن چون الان نمیشه داخل رستوران سیگار کشید. خانم صاحب رستوران هم یک کمی جا افتاده تر از این عکسه.
Sunday, March 23, 2008
Friday, March 21, 2008
سال نو مبارک
چهارشنبه شب مراسم نوروزی دانشگاه، به کسانی که آمدن نگاه می کنم، از همه قشری هستن، فکر می کنم چه قدر خوب هنوز چیزی داریم که همه مردم این کشور را به هم نزدیک کنه فارغ از نژاد و مذهب.
***
صبح پنج شنبه سوار اتوبوس هستیم و فارسی حرف می زنیم که یک خانمی میاد جلو می گه فقط می خواستم برای شما هم وطن هام سال خوبی را آرزو کنم.
***
عصر پنج شنبه استادم زنگ زده و می گه سال نو مبارک و من کاملن در بهت می مونم چون من بهش نگفته بودم که الان سال نو ماست. احتمالن از دانشجوی پست دکتراش شنیده اما به هرحال من تحت تاثیر قرار گرفتم
***
سال نو همه مبارک باشه امیدوارم سالی باشه پر از اتفاق های خوب و دور از جنگ.
پ.ن. من اصلن در مود سال نو نبودم(و نیستم). یکی از چندین دلیلش هم این که روزبه و نوید نوشتن.
***
صبح پنج شنبه سوار اتوبوس هستیم و فارسی حرف می زنیم که یک خانمی میاد جلو می گه فقط می خواستم برای شما هم وطن هام سال خوبی را آرزو کنم.
***
عصر پنج شنبه استادم زنگ زده و می گه سال نو مبارک و من کاملن در بهت می مونم چون من بهش نگفته بودم که الان سال نو ماست. احتمالن از دانشجوی پست دکتراش شنیده اما به هرحال من تحت تاثیر قرار گرفتم
***
سال نو همه مبارک باشه امیدوارم سالی باشه پر از اتفاق های خوب و دور از جنگ.
پ.ن. من اصلن در مود سال نو نبودم(و نیستم). یکی از چندین دلیلش هم این که روزبه و نوید نوشتن.
Wednesday, March 12, 2008
انتخابات
ملتی که ایرانین از انتخابات چه خبر؟
پ.ن. یا هیچ کس از ایران این جا را نمی خونه(که چون این شمارنده ایران فیلتره من از روش نمی تونم بفهمم) یا هیچ کدوم از کسانی که از ایران می خونن از انتخابات هیچ خبری ندارن یا براشون مهم نیست یا ...
پ.ن. یا هیچ کس از ایران این جا را نمی خونه(که چون این شمارنده ایران فیلتره من از روش نمی تونم بفهمم) یا هیچ کدوم از کسانی که از ایران می خونن از انتخابات هیچ خبری ندارن یا براشون مهم نیست یا ...
Sunday, March 09, 2008
روز ما
چند هفته پیش یک جلسه ای بودم که یک خانم ایرانی-کانادایی در مورد تحقیقش که تاریخ جنبش زنان در ایرانه برای یک جمع ایرانی صحبت می کرد. در انتهای صحبتش یک تعداد از حاضرین نظر خودشون را گفتن و چند تا از نکته هایی که می گفتن این ها بود:
۱- این که زن های ایرانی یک چیزی بین مدرنیته و سنت می خوان هر جا به نفعشونه سنت، هر جا به نفعشونه مدرنیته
۲- این که با این سرکوب ها مگه چیزی هم از جنبش زنان ایران باقی مونده؟
۳- این که اصلن که چی راه میفتن امضا می گیرن سعی کنن قانون را عوض کنن
۴- این که اصلاح طلبا خیانت کردن به جنبش..
۵- این که...
یک تعداد نسبتن زیادی فقط منفی می گفتن، این که این اوضاع خوب شدنی نیست و اینا. یک نفر به نظر من حرف درستی زد و آن این که مشکل اینه که ما خودمون را با کشورهایی مقایسه می کنیم که عملن نتیجه مقایسه به هیچ دردی نمی خوره(مثلن کشورهای غربی).
من فکر می کنم راهی که شروع شده اگر چه تاریخی صد سالی از شروعش می گذره اما ورودش به جمع های مردم عادی به نوعی با انقلاب ایران ربط مستقیم داره به طور خاص با افزایش تحصیل زنان و این ورود بسیار اهسته صورت گرفته و می گیره. روند جنبش رو به رشد بوده و دلیلی نداره رشد در درازمدت ادامه پیدا نکنه، گیریم که امروز به هر وسیله صداها را خفه کنند اما این درخت ریشه داده. از جا در آوردن ریشه ها اگر غیرممکن نباشه ساده نیست.
۱- این که زن های ایرانی یک چیزی بین مدرنیته و سنت می خوان هر جا به نفعشونه سنت، هر جا به نفعشونه مدرنیته
۲- این که با این سرکوب ها مگه چیزی هم از جنبش زنان ایران باقی مونده؟
۳- این که اصلن که چی راه میفتن امضا می گیرن سعی کنن قانون را عوض کنن
۴- این که اصلاح طلبا خیانت کردن به جنبش..
۵- این که...
یک تعداد نسبتن زیادی فقط منفی می گفتن، این که این اوضاع خوب شدنی نیست و اینا. یک نفر به نظر من حرف درستی زد و آن این که مشکل اینه که ما خودمون را با کشورهایی مقایسه می کنیم که عملن نتیجه مقایسه به هیچ دردی نمی خوره(مثلن کشورهای غربی).
من فکر می کنم راهی که شروع شده اگر چه تاریخی صد سالی از شروعش می گذره اما ورودش به جمع های مردم عادی به نوعی با انقلاب ایران ربط مستقیم داره به طور خاص با افزایش تحصیل زنان و این ورود بسیار اهسته صورت گرفته و می گیره. روند جنبش رو به رشد بوده و دلیلی نداره رشد در درازمدت ادامه پیدا نکنه، گیریم که امروز به هر وسیله صداها را خفه کنند اما این درخت ریشه داده. از جا در آوردن ریشه ها اگر غیرممکن نباشه ساده نیست.
Wednesday, March 05, 2008
از همه جا
دیروز هوا کلی خوب بود، زمین تقریبن خشک شد، حالا انگار هوا به نظرش اومده ما خیلی خوش به حالمون شده از دیشب طوفان برف داریم، این یعنی این که در مدت کوتاه یک مقدار زیاد برف میاد مثلن همون زمینی که تعریف کردم خشک بود الان سی سانتی برف داره. الان داره یخ میاد(ice pellet) با باد که باعث می شه احساس کنی صورت نموند برات. هوا قراره گرم شه یعنی برسه به صفر که این یعنی قبل از این که خیابون ها را پاک کنن همه چی یخ می زنه:D جالبه دمای منفی از صفر بهتره. وقتی دما صفره بارون یخی میاد، یعنی بارونه اما وقتی می رسه زمین چون دما صفره همون لحظه یخ می زنه و باید روی یک سطح یخ راه بری.
امسال از نظر بارش برف در چهل سال اخیر بی سابقه بود، دو هفته پیش گفتن مونترال ۲۷۰ سانتی متر برف آمده الان حتمن سی صد را رد کرده.
***
دلم اسفند تهران را می خواد، آن شور و هیجان رو.
***
بسیار با اوبونتو حال می کنیم، بشتابید و به اوبونتو روی بیارید باشد که رستگار شوید. (البته جز این که وایرلس دانشگاه ما خره و با لینوکس خوب کار نمی کنه)
امسال از نظر بارش برف در چهل سال اخیر بی سابقه بود، دو هفته پیش گفتن مونترال ۲۷۰ سانتی متر برف آمده الان حتمن سی صد را رد کرده.
***
دلم اسفند تهران را می خواد، آن شور و هیجان رو.
***
بسیار با اوبونتو حال می کنیم، بشتابید و به اوبونتو روی بیارید باشد که رستگار شوید. (البته جز این که وایرلس دانشگاه ما خره و با لینوکس خوب کار نمی کنه)
Saturday, March 01, 2008
زمستون
ماجراهای یک عدد آدم کم حافظه
دیشب داشتم اوبونتو نصب می کردم که یک مرتبه کامپیوتر خاموش شد. من هم که از روز اول با ویندوز نصب شده مشکل داشتم(مرتب هنگ می کرد) عصبانی به دل زنگ زدم. آهان قبلش هم چک کردم که شارژر وصل باشه به کامپیوتر. خلاصه ساعت دوازده و نیم شب زنگ زدم به بخش پشتیبانی تکنیکی. آقاهه می گه شارژر وصله؟ می گم آره، می گه چراغ شارژر روشنه می گم نه، می گه شارژر به برقه؟ من انگار یک لحظه از اون ابرهای کارتون ها بالای سرم ایجاد شده باشه می فهمم مشکل کجاست. بله..... شارژر وصله اما دو شاخه رو زمینه:D البته کم نمیارم می گم آره می گه می شه به یک پریز دیگه بزنی؟ می رم می زنم به برق شارژر را و تشکر می کنم از آقاهه. حالا فکر کنین اگر پشتیبانی تکنیکی۲۴ ساعته نداشتن چقدر الکی فحش می خوردن :))
Subscribe to:
Posts (Atom)

