تلفن را از دستم قاپید. پرسید ساعت چنده؛ می خواستم ساعت را نشونش بدم. می خواستم پیش داوری نکرده باشم که یک گروه پرسروصدای سیاه حتمن دزد هم هستند. کوچیک بودند همه زیر 18 سال.
پ.ن. دوباره همه شمارههام را از دست دادم؛ می شه لطف کنید شمارهتون را اگر فکر میکنید باید داشته باشم برام ایمیل کنید؟
Friday, April 15, 2011
خواب آزادی
دیروز مطلبی می خوندم در مقایسه آن چه در میدان تحریر اتفاق افتاد و آن سه میلیون نفر میدون آزادی. این که آن سه میلیون نفر هم اگر آزادی را ترک نکرده بودن شاید همه چیز فرق می کرد.
دیشب خواب می دیدم میدون آزادیم. تا چشم کار می کرد پر از آدم. خواب می دیدم یک جمع بزرگی هستیم که به ملت آماده رفتن می گیم بشینین تو رو خدا. میرحسین هم یک جایی آن اطراف داشت نگاه می کرد. بعد لباس سیاه ها آمدند. کشون کشون همه ما را که به ملت می گفتیم بشینین را بردن. تو خواب فکر کردم این ها به نشسته ها هم رحم نمی کنند.
دیشب خواب می دیدم میدون آزادیم. تا چشم کار می کرد پر از آدم. خواب می دیدم یک جمع بزرگی هستیم که به ملت آماده رفتن می گیم بشینین تو رو خدا. میرحسین هم یک جایی آن اطراف داشت نگاه می کرد. بعد لباس سیاه ها آمدند. کشون کشون همه ما را که به ملت می گفتیم بشینین را بردن. تو خواب فکر کردم این ها به نشسته ها هم رحم نمی کنند.
Tuesday, April 12, 2011
مصاحبه
همین جوری الکی استرس دارم. یک زمانی بود نمی فهمیدم ملت چرا استرس دارند؟ خیلی کم برای امتحان هام نگران بودم، حتی کنکور. نه که همه چیز را بدونم اما می دونستم سر جلسه وقتی امتحان شروع می شه اگر چیزی را بلد باشم می تونم بنویسم. یعنی آن لعنتی ذهنم را خالی نمی کنه انگار که هیچ وقت هیچی نشنیدی. بعدها این عوض شد. یعنی نه شاید هم عوض نشد، مدل ارزیابی عوض شد. یعنی دیگه یک ورق کاغذ نمی گذارن جلوت و برن پی کارشون. مشکلات من هم از همین جا شروع شد، احساس می کنم ذهنم خالیه. مثل وقتی که امتحان می دادم و معلم بالای سرم میومد. همیشه انقدر صبر می کردم که بفهمه حضورش مزاحمه و بره. اما نمی تونم به مصاحبه کننده بگم ببین عزیزم! حضورت مزاحم فکر کردن منه. نمی شه دیگه.
همینه که ایم اسکرود آپ بابام جان.
همینه که ایم اسکرود آپ بابام جان.
Monday, April 04, 2011
وسط
گفتم برای این که این جا فقط محل غر زدن نباشه بگم که مشکل تا حد خوبی رفع شد، یعنی هنوز به جای قبل از هفته قبل نرسیدیم اما خیلی هم دور نیستیم. کلن در دستور کار قراردادن این توصیه که غرغرهای دانشجویی را نباید جدی گرفت کار خوبیه همیشه.
Subscribe to:
Posts (Atom)