Tuesday, March 08, 2005

هشتم مارسمون مبارک

از هفتهء پیش واحد مطالعات زنان انجمن یک سری تبلیغ به در‌ودیوار دانشگاه زده بود که به مناسب هشتم مارس این هفته هر روز ساعت 10 تا 12 فیلم نشون می دهند و سه‌شنبه و چهارشنبه هم برنامه دارند. فیلم هاشون واکنش پنجمِ تهمینه میلانی، بمانیِ مهرجویی و مادیانِ علی ژکان تا دیروز بود. امروز برنامه از 12 تا 3 اعلام شده بود. من 12 و ده دقیقه رفتم جابر 3 نفر خانم و یک آقا در سالن نشسته بودند؛ کلیپی هم ساخته بودند روی تصاویر مختلف زنان ایرانی از زنان روستایی در حال کار، تظاهرات دانشجویی این سال ها و تظاهرات قبل از انقلاب، عکس هایی هم از زنان در موقعیت های روزمره، خواننده هم فکر می کنم گیسو شاکری که می گفت "امروز روز توست" مهمانان برنامه خانم ها مرضیه مرتاضی، نرگس محمدی و شیوا مقانلو بودند که تا ساعت 12:30 که من از برنامه آمدم بیرون تا بروم نهار و بعد کلاس هنوز نیامده بودند، جمعیت سالن هم تا این موقع حدود 10 تا 15 نفر بود . خوبی این قسمت برنامه دیدن افرا بود:D که جمعیت سالن باعث شده بودند نگرانیش در مورد این که نکنه با کمی دیر آمدن مجبور بشود روی پله‌ها بنشینه کاملا برطرف بشود.
کلاس تشکیل نشد و من برگشتم سالن. سالن می شد گفت تقریبا پر شده بود (مثلا دو سوم صندلی‌ها ) و خانم محمدی داشتند در مورد این که ما باید حقوق بشر را بچسبیم و از ان طریق به حقوق زنان هم دست پیدا کنیم صحبت می کردند. وقتی داشت صحبت می‌کرد افرا پرسید "این کیه؟" من هم یادم بود که سر جریان دستگیری ملی مذهبی ها اسم این آدم را در اعتراض به وضعیت همسرش شنیده بودم پس گفتم "خانم یکی از ملی مذهبی‌ها" افرا هم گفت "در مورد قبلی هم که پرسیدم کیه گفتن خانم یکی از ملی مذهبی‌هاٰ مگر این‌ها از خودشون شخصیت مستقل ندارند؟" من که نمی‌دونستم چی باید بگم. در زمان سخنرانی خانم محمدی دائم صدای جلز و ولز می‌آمد، یک دفعه یک چیزی بالای سر ایشون در زاویه‌ای که در دید ما نبود جرقه زد و ایشون در حین صحبتشون گفتند این هم آتش گرفت:)) دوباره به صحبتشون ادامه دادند که بعد از چند دقیقه یک چیزی تالاپ از آن بالا پایین افتاد در حالی که شعله‌ور بود، و هم چنان ایشون در حالی که بین جمله‌شون گفتند حالا آتش هم می‌گیریم (یا یک همچین چیزی) یکی از بچه‌های انجمن دوید و آن جسم شعله‌ور که معلوم شد لامپ است را از سالن خارج کرد، نکتهء جالب جریان این بود که هیچ کس احساس نمی‌کرد با وجودی که بوی دود سالن را برداشته باید از سالن خارج شه، شاید هم روشون نمی‌شد:Dهم‌چنان که سخنران داشتند به ادامه صحبت‌هاشون می‌پرداختند یک مرتبه دیدیم مسول حابر با یک آقایی که کپسول آتشنشانی داشتند رفتند روی سن (؟) که سالن شروع کرد به خندیدن آن‌ها هم دست از پا درازتر صحنه حادثه را ترک کردند، سرعت عمل را که داشتید.
یک لحظه احساس کردم افرا گفت "آن چتر را دیدی؟" حالا من هاج‌وواج فکر کردم چتر آن هم تو سالن؟ تازه حتی به این نتیجه رسیدم که لابد خواستن شبیه این فیلم قدیمی‌باشه و این‌ها، انقدر خنگول این طرف آن طرف را نگاه کردم که آخرش افرا برام تایپ کرد "چترچی" :)). خانم چترچی دقیقا کنار افرا بودند:D بعد از این خانم محمدی گروه آواز آمدند شامل دو تا خانم که هم‌خوانی می‌کردند و 3 تا خانم نوازنده. اول آهنگ گل گلدون را خواندند و بعد جانِ مریم، که اینجا دیگر گویا از تحمل خانم چترچی بیرون بود و گذاشتند رفتند. بعد از همه این‌ها خانم شیوا مقانلو آمدند که "ر"هاشون را کلی خارجی تلفظ می‌کردند گفتند لیسانس و فوق‌لیسانس سینما دارند و در ضمن گفتند که من خوشحال شدم آن لامپ باعث شد که تصویر پردهء پشت‌سر من خاموش بشود چون شعار جلسه که در آن بود من را ناراحت می کرد (یکی از تبلیغات جلسه عکس محو خانمی بود با این متن : نفرینتان نمی کنم که بمیرید، نفرینتان نمی‌کنم که تا ابد زنده بمانید، نفرینتان می‌کنم که زن باشید و بفهمید‌) چون زن بودن نفرین نیست. در ادامه گفتند می‌خواهند از گفتمان موجود انتقاد کنند که چرا خانم‌ها سعی می‌کنند نق نق کنند و در بهترین حالت خودشان را در گفتمان مردانه قرار بدهند و ایشان با همه چیز مخالفند، آدم‌ها باید درون‌شان تغییر کند وگرنه با تغییر قانون چیزی درست نمی‌شود و این‌ها. حدود ساعت 2:25 دقیقه سخنرانی ایشون تمام شد و مجری جلسه در حال دو آمدن توضیح دادند که 2:30 بسیج برنامه گفت‌وگو با آقای احمدی‌نژاد را دارد و باید سالن به آن‌ها تحویل داده بشودٰ در مورد آن تبلیغ هم گفتند عکس آن خانم تصویری از زهرا کاظمی بود و ما منظورمان این بود که شاید این همه رنجی که خانم‌ها می‌برند نفرین است (فکر کنم خودش هم خیلی نفهمید چی گفت یا انقدر تند گفت من نفهمیدم). فردا هم برنامه با حضور زنان کرد (به این گفته‌اش کلی همه خندیدند)، فمینیست، اصلاح‌طلب گفت‌وگوی زنان خواهیم داشت.
فکر کنم تجربهء خوبی بود به خصوص برای بارهای اول.