امروز به دعوت بسیج دانشجویی قالیباف آمده بود دانشگاه. برنامه ساعت 2 در سالن جابر قرار بود شروع بشود. حدود دو و پنج دقیقه که من رسیدم جابر حدود 50 نفر تو سالن بودند و (دستکم)7-8 تا دوربین. نور پروژکتورها هم آنقدر زیاد بود که رفتم یکی از صندلیهای بالای سالن. بالاخره حدود ساعت 2:10 قالیباف شروع به صحبت کرد. لباسش هم همان لباس معروف قهوهای بود و وسط صحنه پشت یک تریبون(؟) ایستاد در حالی که مجری برنامه سمت راستش نشسته بود و یک تریبون هم برای کسانی که سوال میپرسیدند گذاشته شده بود.
مجری برنامه گفت ما در ابتدا سوالاتی را که از همهء مهمانان دیگر پرسیدیم بیان میکنیم بعد از آن نوبت سوالهای کتبی و شفاهی حاضرین خواهد بود، سوال اول این که وضع مالی مسولین چگونه است و شما چه اموالی دارید؟
قالیباف گفت : وضع مالی افراد مختلف خیلی متفاوته، من کسانی را از مسولین میشناسم که زندگی متوسط رو به پایین دارند و بعضی هم زندگی اعیونی دارند اما من در طول این سالها فعالیت اقتصادی نداشتهام و تنها اموالی که دارم یک خانه 180 مترمربعی و یک ماشینه (اینجا یکی از پشت سر ما گفت "بیعرضه"، یک عده هم دست زدند) البته دو تا پسر دارم و یک دختر هم داریم (یکی از بچهها گفت ببین تورو خدا قراره رئیس جمهور بشه میگه پسر دارم، دختر داریم انگار میخواد در جرم دختردار بودنش یکی دیگر را هم شریک کنه:D، یکی دیگر هم گفت دقت کنید که اولادش را اموالش حساب میکند:D).
بعد مجری در مورد خدمت سربازی پرسید و گفت که چندین نفر در این مورد سوال پرسیدند، که جواب داد این موضوع در حیطهء کاری من نیست در حال حاضر، اما قبول دارم که قوانین در این 3 سال در این مورد زیاد عوض شدند، اما این دست من نبوده و اینها.
در مورد مسائل ایدئولوژیک (مثلا رابطه با آمریکا به قول گوینده سوال) و نظر ایشون در این موارد پرسیده شد که جواب دادند همه مسائل در گرو این رابطه نیست. مثلا لیبی هر گونه ذلتی را پذیرفته اما سودی نبرده. در یک قسمت از حرفها در مورد اقتصاد و این که آیا اقتصاد بلده یا نه هم گفت که قرار نیست رئیسجمهور همه کار را بلد باشد، همه کاره هیچ کاره است به قول معروف. در مورد WTO گفت که به نظرم عضویت در WTO خوب نیست اما من نمیگویم که نباید در WTO عضو بشیم. در مورد برخورد با افراد در پارکها گفت در حال حاضر ما از هر دو طرف میخوریم یک عده میگویند که شما با عدم برخورد بیبندوباری ایجاد کردید عدهء دیگر میگویند سختگیری میکنید اما به نظرم در مورد مسائل فرهنگی نمیشود با زور وارد شد مثلا در مورد موادمخدر یا اوباش باید زور به کار برد اما بدحجابی برخورد دیگری میطلبه. مشکلی که هست اینه که همه در مورد این موضوع صحبت میکنند اما هیچ آییننامهای در این زمینه وجود ندارد (من اینجا یاد آن دفترچهای افتادم که سالهای اول دههء 70 به سینماگرها داده بودند که مثلا کلوزآپ از خانمها نگیرید و ....). سوالی هم در مورد این ملاقات با هاشمی جریانش چی بوده مطرح شد که گفتند دیدار دوستانهای بود که ایشون(هاشمی) گفتند "حالا شما راست راستی آمدید" ما هم گفتیم بله. در مورد این که چرا اصولگراها با آن همه ادعا به توافق نرسیدند گفت این انتقاد وارده، همان مراحلی را که همه میدونستند را مجددا تکرار کرد که چی شد که اینجوری شد. در مورد ترکیب کابینه سوال شد گفت من از آنها نیستم که ترکیب معین کنم بعضیها به زنها که میرسند میگویند چند تا از وزارت خانهها مال شما، به جوانها میرسند همینطور،به اقلیتها و ... این جوری فکر کنم باید چند تا وزارتخانه هم بسازیم تا کم نیاد. این کارها در ایران درست نیست ما یک دیتابیس درست کردیم از صلاحیتهای افراد و از آن بعد از مشورت با مجلس انتخاب میکنیم.
یکی از بچههایی که برای سوال شفاهی رفته بود پرسید "من از شما میخواهم شفاف جواب بدهید ببینید من یک جمله از خود شما دارم که امروز گفتید به نظرم عضویت در WTO خوب نیست اما من نمیگویم که نباید در WTO عضو بشیم لطفا این جوری جواب ندهید. سوال اول اینه شما در مصاحبهای گفتید ما باید با همهء دنیا ارتباط داشته باشیم و در جای دیگری گفتید که ما نیازی به ارتباط با امریکا نداریم، حالا سوال اینه که نظرتون در مورد ارتباط با امریکا چیه؟" قالیباف گفت چند لحظه صبر کنید تا اگر جوابم به نظرتون شفاف نبود بحث کنیم. بعد در مورد WTO توضیح داد که ما اگر بدون پیشزمینه به WTO وصل بشیم اقتصادمون از هم میپاشه مثلا ما الگانس وارد کردیم 16 میلیون و پرشیا الان 15 میلیونه. خب اگر تعرفه نداشته باشیم باید در ایرانخودرو را ببندیم (برای اولین بار همهء سالن دست زدند:D)
قانع شدید؟ که سوالکننده جواب داد که سوال من این نبود. قالیباف دوباره توضیحهای قبلی را که راجع به امریکا گفته بود داد. اینجا سوالکننده گفت "من یک جمله میپرسم شما بگویید بله یا نه؟" قالیباف گفت "20 سوالی هم جواب میدهیم" سوال این بود "آیا شما برای رابطه با امریکا کوشش میکنید؟" که جواب داده شد "اگر به سود ملت باشد کوشش میکنم اگر نباشد نمیکنم". سوال کننده در این قسمت گفت "سوال دوم من از مصاحبهای که آقای نبوی در سایتشون قرار دادند برداشته شده" اینجا یک عده خندیدند که سوالکننده گفت "دوستان موضوع کاملا جدیه، من قسمتی از متن را میخونم ..." که اینجا مجری برنامه گفت "وقت شما تمام شده، میتوانید از آقای قالیباف وقت بگیرید در دفترشون صحبت کنید" قالیباف گفت "اجازه بدید بخونن"
مجری : الان نیم ساعت از وقت برای خوندن مقاله میرود
سوال کننده : نه فقط 30 ثانیه؛ آقای قالیباف بخونم؟
قالیباف: لطفا اجازه بدهید بخونن
مجری: نه،این امکان وجود ندارد
بعد از این جمله قالیباف رفت طرفِ سوالکننده که سوال را ازش بگید اما او نداد و گفت من میخواستم بچهها هم بشنوند (بعد از برنامه از یکی از دوستانش شنیدم که میخواسته آن قسمت مربوط به ارتباط آقای قالیباف و مقام رهبری قبل از انقلاب را بخوند:)) به علاوه این آدم اصلا رفته بوده آن بالا سوال بسیجیها را بپرسد:D)
در مورد نامهء تیر 78 هم سوال پرسیدند که گفت ما در مورد همه مسائل اظهارنظر میکردیم و اینها. در مورد آزادی مطبوعات گفت مطبوعات در حال حاضر آزاد هستند، اصلا نمیشود هرکاری که دلشان می خواهد انجام بدهند. البته مشکل فعلی ما این است که قانون به صورت مساوی اجرا نمیشود(مثلا لابد به کیهان گیر نمیدهند)
یکی از بچهها در مورد ویرانگری آبادگران در امر اقتصاد و تثبیت قیمتها پرسید که جواب داد با این امر یعنی سوبسید برای انرژی مخالفم چون مثل سوبسید برای نان نیست که به دست همه برسد؛ باید بنزین را گران کرد و به تاکسیها به نرخ ارزان یا حتی مجانی داد. و در ضمن تاکید کرد این مشکل مجلس هفتم نیست، مجلس پنجم هم همینطور بود (انگار یادش افتاد ششمیها خودی نبودند) و مجلس ششم.
یک تعداد سوال دیگر هم پرسیده شد که تقریبا همه به شیوهء پیچاندن جواب داده شد از جمله در مورد نظارت استصوابی و رفراندوم و ... .
حاشیه
- یکی از سوالها این بود که یکی از کاندیداها قول داده که هر ماه 50000 تومان به هر ایرانی بالای 18 سال بدهد شما چقدر میدهید گفت ایشون سالها در قدرت بودند آن موقع می دادند که حالا در قدرت باشند. ما از این قولها نمیدهیم.
-یکی پرسیده بود نظرتان در مورد رضاخان چیه؟ جواب داد این را شما باید انتخاب کنید (؟؟؟؟؟ من که نفهمیدم یعنی چی؟)
-موقع خطاب قرار دادن دائم میگفت "عزیزان" یا "عزیزانِ من". همینطور "آقایون قبول دارند که" یا "آقایونی که در سالن هستند" خلاصه ما هیچ کاره بیدیم.
-هوای سالن به شدت گرم بود اما با وجود این تا آخر جلسه کت (یا کاپشن) قهوهایش را در نیاورد. لابد دستورالعمل تبلیغاتیه دیگه.
-سالن از دوونیم پر شده بود . حدود 30-40 نفر هم ایستاده بودند. اکثریت هم با بسیجیها بود.