Sunday, May 22, 2005

1- تابستان سال 82 محوطهء جلوی بوفه با بچه‌ها نشسته بودیم در مورد انتخابات مجلس هفتم صحبت می‌کردیم. من و نازنین به شدت موافق حضور در انتخابات بودیم و در حالی که سعی می‌کردیم بقیه را قانع کنیم یک لحظهء خیلی کوتاه به این نتیجه رسیدیم که حالا اگر همه را ردصلاحیت کردند چی؟ یادمه جواب آن موقع من این بود "نه بابا، حالا حداکثر حقیقت‌جو و چندتا شبیه اون را ردصلاحیت می‌کنند که خب چاره‌ای نیست، بقیه را که نمی‌تونند"
2- این چند روز در مورد رد صلاحیت معین و این که چقدر احتمالش وجود دارد با بچه‌ها صحبت می‌کردیم آخر همهء حرف‌ها یک چیزی شبیه استدلال‌های الپر بود که مگر می‌شود؟
3- دیدیم و نشان دادند که می‌شه، به قول یکی از بچه‌ها به آن‌ها چه که ما انقدر ساده‌ایم؟