امروز بر اثر یک سری اتفاق من و نازنین که رفته بودیم ببینیم ستاد معین چه خبره و قراره تو دانشگاهها چهکار کنند گذارمون افتاد به تبلیغات خیابانی یا به قول خودشون "face to face" که امروز تو میدون هفتحوض بود. یک کاور زردرنگ بهمون دادن و یک سری برگهی تبلیغاتی که بیانیهی آمدن معین هم بینشون بود و قرار شد اینها را بین آدمها پخش کنیم و از آدمها بپرسیم رای میدن اگر نه سعی کنیم راضیشون کنیم که رای بدن و اگر آره و به معین که هیچی در غیر اینصورت سعی کنیم توجیهشون کنیم و اینا. در این بین برخورد مردم جالب بود. آنقدر جالب که یکجا نازنین عصبانی برگشت به من گفت "اصلا میدونی چیه؟ خلایق هرچه لایق" یک عده اینجوری بودند که نگاه عاقلانهای میکردند که برین بابا دلتون خوشهها. یک عده وقتی ازشون میپرسیدیم رای میدین؟ همچین چشم و ابرو و ناز و غمیش میومدن که انگار داشتن میگفتن "واه واه معلومه که نه". یک تعداد که پیرتر بودن میگفتند نه اصلا امکان نداره رای نمیدیم تا اینها مشروعیت نداشته باشندو وقتی میپرسیدیم خب بعد چی انقلاب بشه؟ میگفتن آره چرا که نه؟ (فکر کنم تخصصی چیزی در انقلاب کردن دارن این نسل) یکی هم برگشت گفت بهتون جیالایکس میدن تبلیغ میکنند؟ و تعداد زیادی میپرسیدن بهتون چی میدن که تبلیغ میکنین؟ ما هم که دلمون نمیومد فکر کنند آنقدر دیوونهایم که همین جوری تبلیغ میکنیم بهشون میگفتیم "جیالایکس" . یک عده هم تبلیغ را میگرفتند و همون جا و بلافاصله برای این که ما ببینیم پارهاش میکردند انگار ما بهخاطر خودمون میگیم رای بدین. البته آدمهایی هم بودن که میگفتن حتما رای میدهند و به معین رای میدهند حتی بعضیها تشکر میکردند. جالب اینجا بود که کسانی که میگفتند رای میدهند خیلی شبیه مصاحبهشوندههای صدا و سیما حرف میزدند مثلا "حتما، این وظیفهی ماست"، "باید رای بدیم چون ...". و این وسط یک عده هم بودند که واقعا با چند جمله قانع میشدند که دستکم به رای دادن فکر کنند. اما یک چیزی که این وسط خیلی واضح بود بیاطلاعی مردم بود نسبت به آن چیزی که میگفتند و نسبت به کارهایی که شده. مثلا میگفتند خاتمی خیانت کرد اما وقتی میپرسیدی باید چه کار میکرد که نکرد؟ هیچ جوابی نداشتند نظرهای اینجوری در مورد مسائل اقتصادی و فرهنگی هم زیاد بود طوری که احساس میکردی به نظر ملت خاتمی 8 سال خورده و خوابیده و به قول آن ها دروغ گفته. نمیدونم این حرف چهقدر درسته اما به نظرم مردم وقتی به خاتمی و نظام فحش میدن احساس باکلاس و روشنفکر بودن بهشون دست میده. وگرنه خیلی عجیبه به چیزی گیر بدهی که حتی نمیتونی توضیح بدهی مشکلت باهاش چیه؟
حاشیه:
- یکی گفت "طرفدارای صنعت نفتن؟" نازنین هاجو واج مونده بود که اینها چی گفتن؟ (تیم صنعت نفت آبادان زرد میپوشه )
- جلوی در ستاد معین ایستاده بودم یک خانمی که به نظر میرسید از اقشار پایین جامعه باشه پرسید "خانوم اینجا چه خبره؟" گفتم "ستاد تبلیغات دکتر معین" پرسید "چی؟" دوباره جمله را تکرار کردم. گفت "یعنی چی؟" توضیح دادم که "برای انتخابات تبلیغ میکنند" با یک افسوس واضح توی صداش گفت "خوش به حالشون".
- یک بار که یکی در حال رد شدن پرسید "چی بهتون دادن که تبلیغ میکنین؟" نازنین عصبانی شد و به من گفت "چطوری میشه توضیح داد که نه تنها چیزی نمیدن بلکه من درسهای این ترمم را میافتم و فارغالتحصیل نمیشوم،
فلانی هم که این ترم مشروط شه اخراج میشه" من داشتم فکر میکردم من هم که پروژهی عزیز و درس عزیزترم منتظرند که منت بر سرشون بگذارم و یک فکری به حالشون بکنم. شاید هم جماعت حق داشتن فکر کنن ماها یک چیزیمون میشه.
-امروز شنیدم که کلی از بچههای دانشگاه هم دارند تو ستاد هاشمی کار میکنندو جالب این که خیلیهاشون خودشون بهش رای نمیدن. پول چه کارها که نمیکنه.