Thursday, February 26, 2004

یه عادته خیلی بد، عادت کردن به نادیده گرفته شدنِ حقه، به این معنا که می دونی یه چیزی حقته اما سعی نمی کنی آن حق را بگیری، نه، در واقع سعی می کنی زیر پا گذاشته شدن حقت را نادیده بگیری یا حداکثر با گفتنِ بد و بیراه خودت را خالی کنی. حالا ممکنه دلایل زیادی هم داشته باشی که به نظرت خیلی هم قانع کننده هستند اما این چیزی از حقیقت ماجرا کم نمی کنه این که گذاشتی حقت پایمال شه.
معاون آموزشی دانشکده ریاضی در حال حاضر با شدت تمام مشغول بدبخت کردن بچه هاست، به یکی می گه چرا با فلانی درس گرفتی آن که چیزی بارش نیست، به یکی می گه باید بیای درس های x و y و z را ازت امتحان بگیرم چون بلدشان نیستی، یک سری ها را مجبور کرده با کسانی که نمی خوان درس هایی را که باز هم نمی خوان (و طبق آیین نامه آموزشی حق دارند درس دیگری را به جایش بگیرند) بگیرند، با هر کس حرفش می شود می گوید "فرم تطبیقت را امضا نمی کنم"، خلاصه روزی نیست که یکی با دعوا از پیش ایشون نیاد.
حالا با این وضعیت هر کس یه توجیهی برای اعتراض نکردن داره یکی می گه من حتما باید تابستون فارغ التصیل شم، یکی می گه اگه عوضش نکنند چی؟ یکی می گه ...
اصلا من همین جا اعلام می کنم که به نظر من تا وقتی جرات و جربزهء اعتراض کردن نداریم حقمونه بزنند تو سرمون، حالا چه تو سطح خرد چه تو سطح کلان.

***
شرق هم رفع توقیف شد، به سلامتی و میمنت، به لطفِ الطافِ بی دریغِ دادستانِ عزیز.

No comments: