انگاری یک دنیا آدم دارند توی دلم رخت میشورند.
Showing posts with label School. Show all posts
Showing posts with label School. Show all posts
Monday, April 04, 2011
وسط
گفتم برای این که این جا فقط محل غر زدن نباشه بگم که مشکل تا حد خوبی رفع شد، یعنی هنوز به جای قبل از هفته قبل نرسیدیم اما خیلی هم دور نیستیم. کلن در دستور کار قراردادن این توصیه که غرغرهای دانشجویی را نباید جدی گرفت کار خوبیه همیشه.
Thursday, October 28, 2010
مصاحبه
مرکز امتحانات دانشگاه مراقب برای سر جلسه امتحان استخدام میکنه. من هم گفتم بد نیست بالاخره، بریم ببینیم چه خبره. بعد حالا بماند که نه تنها یادم رفت مدارکی که خواسته بودن را ببرم، بلکه چنان من به خنده و شوخی و آن ها جدی همه چیز را برگزار کردن که بعد جلسه فک هر دو طرف ماجرا پایین بود. آخه خانومه صاف صاف برگشته می گه چرا این کار را میخوای بکنی؟ من در کمال صداقت گفتم پولش. گفت یعنی اگر داوطلبانه باشه نمیای؟ من هم گفتم معلومه که نه.
نه آخه یکی نیست بگه کی ممکنه به این سوال جواب بده آره و جوابش هم صادقانه باشه. کسل کننده ترین کار دنیاست سه ساعت ملت را دید زدن بابام جان.
نه آخه یکی نیست بگه کی ممکنه به این سوال جواب بده آره و جوابش هم صادقانه باشه. کسل کننده ترین کار دنیاست سه ساعت ملت را دید زدن بابام جان.
Friday, June 13, 2008
Friday, January 18, 2008
Friday, October 05, 2007
دفاع
تا حدود سه ساعت دیگه جلسه دفاع از پروپوزاله. نمی دونم چرا بدنم تصمیم گرفته الان موقع خوابه، چشمهام را نمی تونم باز نگه دارم، شاید ناخودآگاهم فکر می کنه این جوری می تونه از زیر جلسه و ارایه در ره.
صبح در حالی که خواب بودم، توی خواب، این اسلایدها میومدن جلوی چشمم. همون موقع خوشبختانه یک اشکال در اسلایدها پیدا کردم. الان اون را هم درست کردم.
برم یک فکری به حال باز نگه داشتن چشم هام کنم. چوب کبریت ندارین؟
پ.ن. تموم شد:)(به روی خودمان نمی آوریم که به نوعی شروع شد)
صبح در حالی که خواب بودم، توی خواب، این اسلایدها میومدن جلوی چشمم. همون موقع خوشبختانه یک اشکال در اسلایدها پیدا کردم. الان اون را هم درست کردم.
برم یک فکری به حال باز نگه داشتن چشم هام کنم. چوب کبریت ندارین؟
پ.ن. تموم شد:)(به روی خودمان نمی آوریم که به نوعی شروع شد)
Subscribe to:
Posts (Atom)